تبليغاتX
آموزش موسیقی امپراطور غم ( شادمهر )
 
 
 
 
تمرینات این قسمت بصورت قدم به قدم میباشد یعنی باید در یک تمرین- مرحله - بتوانید به مهارت برسید سپس به سراغ تمرین مرحله بعدی بروید»

دست راست:
در دروس قبلی شرح کاملی از نحوه نشستن و گرفتن گیتار و نحوه زدن ضربات آپویاندو و تیراندو داده شد که میتوانید به آن رجوع کنید.

قبل از هر چیز باید با سیم های گیتار و نت های مخصوص به آن آشنا شوید .

سه سیم اول - نایلونی را تریبل میگوییم و سه سیم فلزی را باس مینامیم و به ترتیب از پایین ( از اولین سیم نایلونی ) نت ها بدین صورت است:

سه سیم اول - نایلونی - تریبل
سیم 1 - می
سیم 2 - سی
سیم 3 - سل
و سه سیم فلزی - باس
سیم چهارم - ر
سیم پنجم - لا
سیم ششم - می

پس با نت های 6 سیم آزاد گیتار آشنا شدید :

کلیه تمرینات را به دو روش آپویاندو و تیراندو انجام میدهیم :

مرحله اول:
انگشت i ضربه به سیم میزند بر فرض بصورت آپویاندو و سپس زدن ضربه به سیم دوم - سوم - چهارم و پنجم و ششم و برمیگردیم یعنی باز هم سیم 6- سپس 5 - 4 - 3 - 2- و در نهایت 1

این تمرین را بصورت تیراندو نیز انجام دهید .

یکی از متدهای جالب در نوازندگی برخی از اساتید بین المللی گیتار این است که بر این تکیه دارند که تمرینات تیراندو در یک روز و تمرینات آپویاندو در روز دیگر باشد ( این نکته در سطوح پیشرفته تاثیرات بسیار مثبتی بر روی نوازندگی خواهد داشت ).

نکات:
-به اجرای دقیق ضربات اپویاندو و تیراندو توجه کنید - به مطالب قبلی رجوع کنید تا متوجه باشید رعایت چه نکاتی لازم است
- در اجرای ضربات آپویاندو یکی از اشتباهات معمول این است که هنرجو به صورت سر دادن ضربات را میزند سعی کنید تا ضربه بزنید و از سر دادن انگشتان بر روی سیمها خود داری کنید.

بعنوان مثال به این کلیپ تصویری دقت کنید : به موقعیت شست نوازنده در هنگامی که از سیم های تریبل به سیم باس- سیم 4 - میرود - و نحوه قرار گیری شست در هنگام برگشت .

دانلود کنید

اما این تمرین را با انگشتان دیگر - p سپس m سپس a نیز انجام دهید پس از مهارت در اجرا به سراغ تمرین زیر میرویم.

برای اینکه دقیقتر متوجه شوید به این کلیپ دقت کنید:

دانلود کنید

مرحله دوم :
حال این تمرین را با دو انگشت i و m انجام دهید .
همانند قدم زدن وقتی انگشتی ضربه میزند هنگامی که انگشت بعدی میخواهد ضربه خود را بزند انگشت اول از روی سیم برداشته میشود و به جای اصلی خود بر میگیرد - در ذهن خود قدم زدن را مجسم کنید -
به این کلیپ توجه کنید و انگشتان نوازنده

دانلود کنید

سپس ابن تمرین را با این فرمهای انگشتان ادامه میدهیم:
im - mi
m a - a m
i a - a i
p

اما در تمامی ای تمرینات این اصول را رعایت کنید:

1= تمرینات را با حوصله و دقت انجام دهید بهیچ عنوان سعی نکنید سریع بزنید به استیل خود در هنگام اجرا توجه کنید از شکستن و خم کردن مچ در هنگام با لا رفتن بر روی سیم های باس خود داری کنید و سعی کنید از طریق بالا بردن آرنج آنهم به مقدار اندک زاوبه و استیل دست راستتان را حفظ کنید.

2= پس از مهارت در انجام تمرینات و درک ضربات و چگونگی اجرا آنرا کلیه تمرینات را با مترونوم تمرین نمایید . با سرعت پایین بر فرض با سرعت 60 - سیاه - یعنی در هر 1 ثانیه تنها یک ضربه زده شود . و با با سرعت پایین تر.

3= پس از مهارت اجرا با مترونوم سعی کنید هم با مترونوم هم با ضرب پا تمرینات را انجام دهید . در ابتدا سعی کنید تا بدون استفاده از گیتار ضربات پای خود را با مترونوم هماهنگ کنید سپس همراه با مترونوم و ضربه پا تمرینات را اجرا نمایید.

4= اجرای تمرینات با خواندن نت های سیمهای ازاد بعنوان مثال اگر بر روی سیم یک ضربه میزنید نت آنرا که می میباشد بخوانید و بهمین صورت ادامه دهید
5= در نهایت اجرای تمرینات با استفاده از مترونوم - ضربات پا و خواندن نت
6=سرعت ملاک نیست سعی کنید تا نت ها را شفاف بیان کنید . سرعت بمرور زمان خود بوجود می آید.

سعی کنید در هر یک از مراحل فوق به مهارت مطلوب برسید و سپس به سراغ تمرین بعدی بروید.

تمرین دست چپ :
قبل از تمرین به نکات گفته شده در این مطلب دقت نمایید:
http://www.guitar4all.com/?p=598

تمرین شماره 1- کروماتیک
تمرینات کروماتیک یکی از محبوبترین و مفیدترین تمرینات در نوازندگی میباشد ( در مورد کروماتیک در مباحث تئوری خواهیم گفت ) .و این تنوع بسیار زیادی در نوع اجرا دارا میباشد.
اما تمرین مقدماتی برای دست چپ
انگشتان 1 -2 -3 -4 را بر روی پوزیسیون 5 ( فرت پنجم قرار میدهیم ) یعنی انگشت 1 بر روی فرت پنج - انگشت 2 بر روی فرت 6 - انگشت سوم بر روی فرت 7 و انگشت 4 بر روی فرت 8 و بر روی سیم اول - می

ابتدا انگشت 1 سپس 2 - 3 - 4 بدون اینکه انگشتان 2 -3 -4 را بردارید انگشت 1 را از روی سیم اول برداشته و بر روی فرت 5 سیم دوم - سی - قرار میدهید و بار هم بدون اینکه انگشت 3 -4 را از روی سیم یک بردارید انگشت 2 را بر روی سیم دوم فرت 6 قرار میدهید و بهمین ترتیب انگشتان 3 و 4 بر روی سیم دوم فرتهای 7 و 8

با همین ترتیب به سراغ دیگر سیمها میروید یعنی سیم سوم الی 6 بصورت رفت و برگشت .
بسیاری از هنرجویان تنها تمرین را بصورت رفت یعنی از سیم 1 تا 6 انجام میدهند که بایستی حرکت برگشت از سیم 6 به طرف سیم 1 نیز انجام گردد.
در برگشت وضعیت به این صورت است .

ابتدا انگشت 1 بدون اینکه انگشتان 2-3 -4 را بردارید بر روی سیم 5 و فرت 5 قرار میگیرد و سپس انگشت 2 بدون اینکه انگشت 3 و 4 برداشته شود بر روی سیم 5 و فرت 6 قرار میگیرد و به همین منوال تا انتها ادامه میدهیم.

حال چرا ما این تمرین را از پوزیسیون 5 شروع کردیم؟
در هنگام شروع انگشتان دست چپ انعطاف پذیری کمی دارند و به اصطلاح باز نمیشوند اگر از پوزیسیون 1 - فرت اول - شروع کنیم یا موجب بر هم خوردن استیل دست چپ میشویم و یا موجب فشار بیش از حد و دردهای عضلانی . چونکه فاصله فرت ها هر چقدر به سمت جلو و بدنه گیتار برویم کمنر میشوند و هر چقدر به سمت دسته گیتار برویم بیشتر.

نکته :
انگشتان دقیقا در گوشه فرت ها قرار میگیرند نه در وسط .

اما فواید این تمرین:
تفکیک عصبی انگشتان دست چپ میباشد و همچنین اینکه در این تمرین بصورت غیر ارادی یاد میگیرند تا در مراحل پیشرفته انگشتانشان نزدیک سبم ها قرار گرفته و موقع اجرا در گوشه فرت ها براحتی جای بگیرند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 19:50  توسط پرستو | 
اهمیت بخش باس در تنظیم قطعات - ۱
بدون شک ترانه و قطعات موسیقی زیادی وجود دارند که برای بسیاری از علاقمندان به نوازندگی، جذابیت لازم برای اجرا را دارند. مشکل اغلب هنگامی بوجود می آید که نوآموز موسیقی به نت قطعه مورد علاقه خود دسترسی نداشته باشد یا به نتی دسترسی دارد که برای ساز دیگری نتظیم شده است. در این نوشته سعی می کنیم تا حد امکان راهنمایی هایی برای تنظیم یک قطعه برای ساز سولو ارائه کنیم.
 
اما قبل از پرداختن به بحث اهمیت بخش باس در تنظیم برای تکنوازی یا یک گروه دو نفره، چند یادآوری و توصیه برای به روی کاغذ آوردن قطعه ارائه می کنیم.

موسیقی مورد علاقه خود را درک کنید
چه قطعه مورد نظر شما با کلام باشد چه نه، باید آنقدر آنرا گوش کنید تا جای جای آنرا درک کنید و بتوانید بسادگی از هر قسمتی که می خواهید ملودی آنرا زمزمه کنید. دقت کنید که درک یک قطعه کار یک روزه نیست و شما باید برای چند روز بصورت متوالی بارها قطعه مورد نظر خود را گوش کنید و فراز و نشیبهای آنرا به خاطر بسپارید.

ملودی را با ساز خود اجرا کنید و بنویسید
پس از فراگیری کامل ملودی باید سعی کنید آنرا روی کاغذ بیاورید، هرگز بدون نوشتن سعی نکنید یک قطعه را در ذهن تنظیم کرده بنوازید، (هرچند پس از کسب مهارت لازم اینکار عملی است) چرا که یک شنونده حرفه ای و گوش آشنا به موسیقی، براحتی می تواند میزانهای شما را بشمارد و متوجه خطاهای ساختاری شما شود. او به راحتی می تواند در موسیقی شما سکته های ساختاری را تشخیص دهد.
از آنجایی که در این نوشته می خواهیم به اهمیت نوشتن بخش باس برای تنظیم بپردازیم، برای اطلاع از نحوه نوشتن موسیقی به نوشته های قبل مراجعه کنید که توضیحات لازم راجع به آنها داده شده است.

ساختار موسیقی خود را تهیه کنید
دقت کنید که برای یک تنظیم آزاد و اجرای سولو احتیاجی به این نیست که موسیقی شما دقیقآ همانند نسخه ای باشد که آنرا گوش می دهید، بخصوص اگر فضای موسیقی را به سمت Improvise سوق دهید می توانید در جملات موسیقی دخل و تصرف کافی انجام دهید.

اگر ساده به موضوع نگاه کنیم هر قطعه موسیقی از چند جمله ملودیک مجزا تشکیل شده است که با در کنار هم قرار گرفتن آنها ساختار اصلی موسیقی شکل میگیرد. برای اینکار لازم است تا همانطور که در نوشته های "بیایید موسیقی بسازیم" بیان کردیم، از ترسیم جداولی برای مشخص کردن هارمونی و ساختار موسیقی استفاده کنیم. اینکار از مهمترین قسمتهایی است که باید انجام دهید چرا که در غیر اینصورت قطعه شما ساختار منسجمی نخواهد داشت.

آنچه هم اکنون داریم
اگر مراحل بالا را به درستی اجرا کنید، هم اکنون بخش ملودی یک قطعه را بصورت خام به همراه آکوردها، اما با ساختار منسجم و قابل اجرا در دست داریم. ممکن است شما بدون نیاز به استفاده از روشهای بالا از روی نتی که برای یک ساز دیگر تنظیم شده به این قسمت رسیده باشید. پس آماده ایم تا به قسمت اصلی مطلب یعنی تنظیم بپردازیم.

فرض می کنیم تنظیم برای سازی مانند پیانو انجام می گیرد؛ که البته می تواند برای گیتار و سازهای مشابه که امکان اجرای ملودی و همراهی را توام می دهند، کاربرد داشته باشد. تنظیم را بگونه ای انجام می دهیم که مسئولیت اجرای بخش باس نیز با ساز پیانو باشد.

Dark Eyes
مقدمه پیشنهادی برای تنظیم قطعه "گل گلدون"

زیبایی در اجرای شلوغ نیست
اگر هم باشد، شرط لازم نیست. به بیان دیگر بخصوص برای نوآموزان موسیقی و نوازندگی، یک قطعه زیبا می تواند تنظیم کاملآ ساده ای داشته باشد. بنابراین بخاطر داشته باشید که در تنظیم قطعه سعی کنید تا بخش همراهی را ساده اما بدور از یکنواختی انتخاب کنید.
مقدمه ای برای قطعه در نظر بگیرید
مقدمه موسیقی را سعی کنید با حال و هوایی کاملآ متفاوت از آنچه می خواهید تنظیم اصلی داشته باشد، تهیه کنید. در این نوشته سعی می کنیم روی ترانه زیبا و آشنای "گل گلدون" کار کنیم.

به آنچه در ایینجا برای نمونه تهیه شده است نگاه کنید. به سادگی اجرای دست چپ که همراهی موسیقی ما را برای مقدمه تشکیل می دهد دقت کنید. ببینید که چگونه بجز میزانهای چهارم هر بلوک چهارتایی با چه نتهای ساده ای این عمل انجام شده است.

در اجراهای سولو عمومآ برای مقدمه حالت ریتمیک در نظر گرفته نمی شود، بنابراین این هشت میزان نباید به گونه ای تنظیم شود که انرژی جنبشی بیش از حد داشته باشد.

میزانهای چهار و هشت نیز برای بوجود آوردن یک حالت پاساژ با نتهای چنگ تزئین داده شده اند. دقت کنید که این پاساژها هر دو روی نتهایی فرود می آیند که در میزان بعدی قرار است بعنوان بخش باس اجرا شوند.

به چهار میزان از مقدمه تنظیم نمونه ترانه "گل گلدون" توجه کنید و به تفاوت آن با تنظیم قسمتهای بعد دقت کنید. همچنین به بخش باس پس از مقدمه توجه کافی داشته باشید که در نوشته بعد به آن خواهیم پرداخت.

audio.gif قسمتی از ترانه تنظیم شده

فراموش نکنید که در انتخاب و نحوه اجرای آکوردها آزا هستید
از آنجایی که اجرا سولو است و قرار نیست سازی با شما همراه ی کند بنا براین به این نکته دقت کنید که در انتخاب و اجرای آکوردها آزاد هستید. بخصوص اگر خود را ملزم به تنظیم اجرایی شبیه به نسخه اصلی نمی دانید از این فرصت باید نهایت استفاده را بکنید.

بنابراین از این موضوع استفاده کنید و حتی اگر نمی خواهید یا نمی توانید آکوردها را عوض کنید و جایگزینی برای آنها پیدا کنید، حداقل از معکوس های آنها در تنظیم خود استفاده کنید.

نکته مهم دیگر آنکه حتی الامکان آکورد ها را توسط دست چپ بصورت کامل اجرا نکنید، اجرای همزمان همه نتهای آکورد و یا آرپژهایی که با نتهایی هم کشش صورت می گیرد از ابتدایی ترین نوع تنظیم ها است که چندان کیفیت خوبی به کار شما نخواهد داد. اگر اصرار دارید که همه نتهای آکورد اجرا شود، نت های آنرا بین دو دست تقسیم کنید. به این موضوع در قسمت بعدی نوشته بیشتر خواهیم پرداخت.

بعنوان مثال در میزان اول هارمونی را روی Gm7 در نظر گرفتیم و صرفآ به اجرای دو نت سل و فا به عنوان همراهی اکتفا کردیم. ملودی خود نتهای "ر" و "سی بمل" را اجرا می کند. مطمئن باشید که در این حالت موسیقی خوش صدا تر خواهد بود.

در نوشته بعد به بررسی نحوه تنظیم مابقی قطعه مورد نظر با تاکید بر چگونگی استفاده بهینه از بخش باس خواهیم پرداخت.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 14:19  توسط آشیل  |  6 نظر

موسیقی در فلسفه شوپنهاوئر-۱

Arthur Schopenhauer 1788-1860
Arthur Schopenhauer 1788-1860

واگنرگوید: شوپنهاوئر نخستین کسی است که با روشن بینی فلسفی وضع موسیقی را درمیان هنرهای زیبای دیگر شناخت و تعیین کرد.

آرتور شوپنهاوئر، فیلسوف بزرگ آلمانی، به سال ۱۷۸۸ در دانتزیگ متولد شد و در سال ۱۸۶۰ در فرانکفورت را در سال درگذشت. پس از پایان تحصیلت در رشته فلسفه، شاهکار خود کتاب ۱۸۱۸ نوشت و آن را انتشار داد. ولی کتاب وی مورد استقبال قرار نگرفت و پس از سالها فقط چند نسخه آن به فروش رفت. تنها پس از حدود سی سال از انتشار کتاب مزبور در حدود سال ۱۸۴۸ بود که فلسفه او مورد استقبال قرار گرفت و ناگهان به اوج شهرت رسید.

شوپنهاوئر خود را جهان- میهن می دانست و هرگز یک ملت باور( ناسیونالیست) آلمانی نشد. وی فرهنگی بسیار پهناور داشت و نویسنده ای زبردست بود. او هرگز ازدواج نکرد. وی ادعایش اینست که حقیقت را از افلاطون ، بودا وکانت دریافته است.  برای ورود به نظریات او درباره هنر و موسیقی و اهمیت و ارزش آن باید مختصری از مبانی، مفاهیم و نتایج فلسفی او بیان شود.

شوپنهاوئر نتیجه می گیرد که چون جهان همه اراده است و ذات مطلق از عالم وحدت و سکون به عالم کثرت و حرکت آمده است، باید همه شر و درد و رنج باشد:

- برای آنکه اراده بذاته خواست و طلب است و خواهش و درخواست او بیش از وسع و اندازه اوست. در مقابل هر آرزویی که برآورده شود، ده آرزوی نابرآورده وجود دارد. میل و طلب را نهایت نیست؛ ولی کامیابی محدود است.

- همچنین زندگی شر است برای آنکه رنج مایه و حقیقت اصلی آنست و لذت فقط امری منفی است و عبارت است از فقدان رنج و به قول ارسطو، مرد خردمند در جستجوی لذت نیست؛ بلکه در بند رهایی از غم است.

- زندگی شر است برای آنکه به محض اینکه شخصی از درد و طلب رهایی یافت، ملول و کسل می گردد و در جستجوی سرگرمی برمی آید؛ یعنی رنج بیشتری. بنابراین زندگی مانند آونگی میان رنج و کسالت در حرکت است.

- زندگی شر است برای آنکه هرچه موجود زنده کاملتر و هوش و دانشش افزونتر شود، رنج بیشتر می گردد و در انسان به بالترین درجه خود می رسد. پیشرفت دانش راه حل این مساله نیست.

- بالاخره بالاتر از همه، زندگی شر است برای آنکه زندگی مبارزه و جنگ است. هر جای طبیعت که بنگریم، مبارزه و رقابت و پیکار می بینیم و همه جا تناوب مرگبار پیروزی و شکست به چشم می خورد. هریک از انواع برای به دست آوردن مایه و زمان و مکان انواع دیگر می جنگد.

و شوپنهاوئر اشاره به شرور زیادی در جهان می کند که در این مختصر نمی گنجد. به عقیده شوپنهاوئر بنیاد اخلاق شفقت و احساس همدردی از مشاهده رنج دیگران است.

با این حال تکلیف چیست و آیا این درد را درمانی هست؟
از اینکه به عقیده شوپنهاوئر اصل و حقیقت جهان اراده و نفس است و علم و عقل فرع و عرض می باشند و نفس بر عقل غالب است، نباید چنین پنداشت که او این امر را می پسندد و نیکو می داند؛ بلکه به کلی عکس این است. نمی توان بر رنج و شر حیات پیروز شد مگرآنکه اراده تابع عقل و علم شود.
و شوپنهاوئر در مورد لزوم بکارگیری عقل و اندیشه و کسب معلومات در زندگانی برای سلطه بر نفس و اراده و خواهش بیانات مفصل دارد که در این جا مجال برای تفصیل ندارد.

ژرف اندیشی هنری
ریشه تمام شرها نزد شوپنهاوئر بندگی خواست است و فرمانبری از خواست زندگی. شوپنهاوئر برای گریز از بندگی خواست، دو راه پیشنهاد می کند که یکی چندگاهی(موقت) و جزیی است و واحه ای است در صحرا ، و دیگری دایم و کلی. راه نخستین ژرف اندیشی هنری (مستغرق شدن در هنر و مظاهر زیبایی) و راه هنر است و دومین، طریق پارسامنشی و راه رستگاری و در نهایت یکی شدن با وجودکل و رسیدن به آرامش مطلق می باشد و در این قسمت و مواردی دیگر تحت تأثیر بودا است. راه دوم موضوع بحث ما نمی باشد؛ پس {در قسمت بعد}به نخستین می پردازیم.

بیاید موسیقی بسازیم-۳          

یادآوری
در نوشته اول 8 میزان با هارمونی ساده ای که فقط از آکوردهای G و D7 تشکیل شده بود نوشتیم و میزان هشتم را روی G تمام کردیم. در نوشته دوم برای انجام مدولاسیون چهار میزان به 8 میزان قبلی افزودیم و هارمونی 8 میزان اول را هم بصورت دو میزان G و دو میزان D7 تغییر دادیم.

دیدم که در چهار میزان هارمونی برای مدولاسیون بصورت کاملآ اختیاری می توان از G شروع کرد و در نهایت روی آکورد F#dim فرود آمد، چرا که آکورد F#dim به راحتی تمایل به حل شدن در Gm دارد.

نکته ای که تذکر مجدد آن می تواند مفید باشد این است که در تهیه ملودی برای 8 میزان اول با استفاده از حرکاتهای تا حد ممکن متصل، بیشتر پیوسته و بدون پرشهای بزرگ استفاده شد ولی برای مدولاسیون بیشتر به استفاده از تکنیک های آرپژ روی آکوردها تاکید شد. همچنین دقت کنید که برای آنکه هشت میزان اول حالت جمله موسیقی داشته باشد آنرا بصورت دو بلوک چهارتایی متقارن تهیه کردیم. در هر صورت برای یادآوری بهتر است نتیجه آنچه در نوشته های قبل تهیه شد را در این مو سیقی و نت مرور کنیم :

audio file 12 میزان موسیقی تهیه شده که از G شروع می شود و به F#dim ختم می شود

- نت کامل 12 میزان ملودی تهیه شده در سل ماژور

Gm Cm F#dim D7 Gm Cm F#dim D7
Gm Cm F#dim F#dim F#dim D7
طرح هشت میزان ملودی در سل مینور
 
8 میزان در سل مینور
می توان این هشت میزان را علاوه بر اینکه در تنالیته جدید سل مینور اجرا کرد، شامل تغییراتی چون تمپو یا نحوه همراهی - دست چپ - و ... نیز نمود، اما برای سادگی در حال حاضر این انتخابها را کنار می گذاریم و صرفآ تغییرات ساده ای در نحوه نگارش ملودی می دهیم.

همانطور که در شکل می بینید طرح این هشت میزان از لحاظ هارمونی بسیار ساده است و تنها از آکوردهای Gm ، Cm ، F#dim و D7 استفاده شده است.

انتخاب این هارمونی ها یا بقولی این توالی آکورد کاملآ به سلیقه شما برمی گردد و انتخابی که در اینجا ارائه شده است از ساده ترین ها است. بعنوان مثال مشاهد می کنید که وصل Gm به Cm از طریق دایره پنجم ها صورت گرفته و یا وصل Cm به F#dim به علت داشت دو نت مشترک کاملا خوش صدا است و همچنین وصل F#dim به D7 و ...

بنابراین مشاهده می کنید که تنها تغییر مهمی که در این 8 میزان از لحاظ هارمونی رخ داده است آن است که هر میزان به دو قسمت مساوی تقسیم می شود و دو آکورد را در خود می گنجاند. این تغییر رفتار هارمونی در هر میزان می تواند تا اندازه ای موسیقی را از یکنواختی خارج کند.

تغییر ریتمیک در نگارش ملودی برای جلوگیری از یکنواختی
ملودی های 12 میزان قبل به غیر از دو میزان آخر که هدف کم کردن ظاهری تمپو بود، اغلب با نتهای دولا چنگ تهیه شده بودند و حرکت هایی روی هارمونی و تقریبآ نزدیک به پیوسته داشتند. باید سعی کنیم برای جلوگیری از بوجود آمدن یکنواختی تغییراتی در نحوه نگارش این قسمت بوجود بیاوریم.

ایده تغییر آن است که کشش نت ها را بیشتر کنیم. بعنوان مثال در ساخت ملودی این قسمت از نتهای چنگ و یا حتی سیاه تریوله استفاده کنیم. این انتخاب کاملآ آزاد است و ممکن است شما انتخاب دیگری داشته باشید و یا اصلآ به همان روش قدیم - نت های دولا چنگ - تهیه ملودی را ادامه دهید.

نکته مهم دیگر آن است که اگر شنونده یک تغییر ریتمیک را احساس کند، بدون شک حتی اگر در نوشتن ملودی زیبا نا توان باشیم می توانیم تا حدی مانع از ایجاد یکنواختی برای او شویم، بنا براین سعی کنید در ساخته های خود همواره این موضوع را رعایت کنید.

تغییر دیگری که در نگارش ملودی این بخش به آن توجه شده است، استفاد از فاصله های ششم برای نوشتن ملودی است که در جای خود تاثیر مثبت قابل ملاحظه ای بر روی شنونده بجا خواهد گذاشت.


ملودی تهیه شده برای چهار میزان اول، به تقارن میان دو میزان اول با دو میزان دوم دقت کنید.

بازهم رعایت تقارن
همانند نوشته های قبل سعی می کنیم در یک بلوک چهارتایی تا حد ممکن تقارن را رعایت کنیم، در اینصورت موسیقی بیشتر به گوش خواننده آشنا خواهد آمد و برای او جذابتر است. بنابراین همانطور که در هارمونی دو میزان، دو میزان، تقارن را رعایت می کنیم در چهار میزان اول چنین ملودی ای را پیشنهاد می کنیم.

در چهار میزان دوم نیز باید دقت کنیم که شرایط هارمونیک باید بگونه ای تهیه شود که بتوان بعد از آن به راحتی روی سل ماژور ملودی اجرا کرد بنابراین هارمونی دو میزان اول این بلوک چهارتایی را همانند دو میزان اول بلوک چهارتایی اول در نظر می گیریم و دو میزان دوم را روی F#dim و D7 ادامه می دهیم تا بتوانیم به راحتی روی سل ماژور ادامه دهیم.


بلوک چهارمیزانی دوم

ملودی ای که در این قسمت نوشته ایم نیز تا حدی تقارن دارد اما از نوع آینه ای، به شکل دقت کنید متوجه می شوید که در انتها ملودی اشاره ای به آکورد D7 دارد. به این نکته نیز دقت کنید که چگونه در ضرب اول تمام میزان ها ملودی و همراهی همخوانی هارمونیک روی آکورد دارند، این نکته بسیار مهمی است که قطعه شما را ساده تر قابل قبول می کند. (در واقع این موضوع شرط لازم نیست، ممکن است شما رعایت چنین چیزی را نکنید و نتیجه بسیار زیبا شود، اما برای شروع کار رعایت آن به ساخت ملودی زیبا کمک بیشتری می کند.)

audio file 20 میزان از موسیقی تهیه شده در سه نوشته اخیر

- نت کامل 8 میزان ملودی مینور تهیه شده

حرکات کروماتیک
در میزان چهارم از قسمتی که در این نوشته تهیه کرده ایم در ملودی از حرکت کروماتیک استفاده کردیم، این تنها بخاطر ایجاد نوعی نقطه Climax یا اوج موضعی است. Climax می تواند با پرش بلند، بالابردن تمپو یا شدت صدا و ... تهیه شود. در اینجا ما با استفاده از دو ضرب حرکت ملودی بصورت کروماتیک این حالت را ایجاد کرده ایم. نکته جالب آن که در قسمت دست راست از حرکت کروماتیک با نت های سیاه تریوله و در قسمت دست چپ از نتهای چنگ با حرکت کروماتیک استفاده کرده ایم که نتیجه آن یک
Climax موضعی قابل قبول شده است.

در نوشته آینده هشت میزان انتهایی این قطعه را خواهیم نوشت و به این ترتیب اولین قطعه موسیقی خود را به پایان می رسانیم

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 18:41  توسط پرستو | 

تعریف گام : به تعدادی اصوات منظم و پی در پی (نتها) که با اصول خاصی پشت سر هم قرار گرفته اند و تشکیل فضایی را داده اند گام می گویند. نت آغاز و پایان گام باید هم نام باشد.

سه نوع گام کلی داریم :

1. گامهای کروماتیک (فواصل نیم پرده) که از 13 درجه ساخته میشوند.

2. گامهای دیاتونیک (فواصل طبیعی) که از 8 درجه ساخته میشوند.

3. گامها و مدهای نوین که از 8 یا 9 یا 6 و ... درجه ساخته میشوند.


توجه : به هریک از نتهایی که تشکیل گام میدهند ، درجه اطلاق میشود.نمونه یک گام کروماتیک :
موسیقی


نمونه یک گام دیاتونیک :
موسیقی
در نمونه زیر انواع گامهای اصلی و زیر شاخه ها را مشاهده میکنید :


موسیقی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گامهای دیاتونیک بزرگ (MAJOR) :

فرمولاسیون تمامی گامهای ماژور (Ionion) از گام دو ماژور بدست می آید. گام دو ماژور (و گام لا مینور) هیچ علامت دیز یا بملی ندارند. با دقت در گام دو ماژور میتـوان فهمید که بین درجــــات سوم و چهارم و همچنین هفتم و هشتم نیم پرده فاصله وجود دارد و بین مابقی درجات فاصــله یک است. بنابراین هر گاه بخواهیم گامی را بسازیم فرمول زیر را در آن پیاده میکنیم .

به گام دو ماژور زیر دقت کنید :


موسیقی

 

 



توجه : بین نتهای می (E) و فا (F) و سی (B) و دو (C) همیشه بطور طبیعی نیم پرده فاصـله است .

و بین نتهای دیگر یک پرده فاصله به طور طبیعی وجود دارد.

گامهای دیاتونیک کوچک (MINOR) :

گامهای مینور قدیمی تر از گامهای ماژور می باشند.چند نوع گام مینور داریم که در نمـــــودار بالا میتوانید ببینید.اینک به فرمولاسیون یکایک این گامها می پردازیم، این را هم در نظر داشته باشید

که فرمول اقسام گامهای مینور معمولا از گام لا به دست می آید.

الف ) مینور تئوریک : در این نوع از گامهای مینور بین درجات دوم و سوم ، پنجـم و ششـم نیم پرده فاصله وجود دارد.

ب ) مینور هارمونیک : یکی از مهمترین گامهــای مینـور گام مینـور هارمــونیک است، چرا که در ساختن آکوردهای اصلی نقش مهمی را ایفا می کند. در این گام فاصله هفتم دیز (#) می باشد.

ج ) مینور ملودیک : این نوع گام مینور یک گام رفت و برگشتی است که بیشـتر در ایجاد ملـودی بکار میرود. در این نـوع گــام فواصــل بین درجــات 2 و 3 و همچنین 7 و 8 نیم پرده می باشد که در موقع برگشت ، به حالت مینور تئوریک برگشت می کند.

د ) مینور مخلوط : از ترکـیب مینور ملــودیک و مینور هارمونیـک بوجود می آید ، یعنی شبیـه مینور ملودیک است با این تفاوت که در موقع برگشت ، به حالت مینور هارمونیک برگشت می کند.

ه ) مینور جیپسی : یکی از گاهمای مینوری است که سابقه کمتـری را نسبت به بقیـه گامها دارا است و می توان این نوع گام را جزو گاهمای جدید به حساب آورد. در این گام فواصل چهارم و هفتم دیز (#) می باشند.

فواید گام شناسی :

1. هر پوزیسیونی گــامهای خــاص خود را داراست. پس با استــفاده از گام شنـاسـی می تـوان اولا  گام آهنگ یا قطعه موسیقی را تشخیص داد ثانیا محدوده اجرای عملی آن قطعه یا آهنگ را در گیتار حدس زد.

2. از روی گام می توان با ساختار آکورد ها آشنا شد.

3. تسلط بر گامهای مختلف موجب تقویت بداهه نوازی در گیتار می شود.

4. با تشخیص گام یک قطعه می توان آکوردهای اصلی آن را حدس زد.

5. در زمینه آهنگسازی ، گام شناسی و استفاده از گامهای مختلف در قطعات رکن مهمی را ایفا می کند.

6. با آشنایی گامهای پر مصــرف در هر سبــک موسیقی ، می توان شـــناخت بیشتر و بهتری را از  نحوه اجرای آهنگ در هر سبک پیدا کرد و در واقع با اســتفاده از گامشنــاسی می توان به سبــک شناسی نیز پرداخت


 

آموزش پوزیسیون اول


آغاز پوزیسیون اول

گیتار به صورت پوزیسیونی (بخش بخش) تدریس می شود. در واقع روش پوزیسیونی موجب می شود که حرکات اضافی دست روی دسته تا حد امکان حذف شود و در اصطلاح دست روی دسته زیاد بالا و پایین نرود و در عوض دست ثابت مانده و نتهای مختلف بروی سیمهای مختلف واقع در یک بخش از گیتار (پوزیسیون) انتقال یابد.

پوزیسیون اول گیتار شامل 4 فرت اول گیتار می باشد که شامل 18 نت می شود. دقت کنید که در این پوزیسیون انگشت اول برای گرفتن نتهای فرت اول و انگشت دوم برای گرفتن نتهای دوم و به همین ترتیب انگشتهای سوم و چهارم نیز برای گرفتن فرتهای سوم و چهارم بکار می روند. طبق شکل زیر :

نحوه انگشت گذاری در پوزیسیون اول :


موسیقی

 

 

 

 

 


به پوزیسیون اول گیتار مادر یا اصلی نیز می گویند ؛ چون اجرای قطعات زیادی در این محدوده امکان پذیر است.

نتها روی سیم گیتار در پوزیسیون اول :


موسیقی

 

 

 

 

 


مشاهده نتهای پوزیسیون اول روی خطوط حامل




نکات :

[ یاد آوری نام نتها : دو = C   ،   ر = D   ،   می = E   ،   فا = F   ،   سل = G   ،   لا = A   ،   سی = B ]

 در سیم 6 ؛ سیم آزاد نت E ، فرت اول نت F و فرت سوم نت G را نشان میدهد.

در سیم 5 ؛ سیم آزاد نت A ، فرت دوم نت B و فرت سوم نت C را نشان میدهد.

در سیم 4 ؛ سیم آزاد نت D ، فرت دوم نت E و فرت سوم نت F را نشان میدهد.

در سیم 3 ؛ سیم آزاد نت G و فرت دوم نت A را نشان میدهد.

در سیم 2 ؛ سیم آزاد نت B ، فرت اول نت C و فرت سوم نت D را نشان میدهد.

در سیم 1 ؛ سیم آزاد نت E ، فرت اول نت F ، فرت سوم نت G و فرت پنجم نت A را نشان میدهد.


 

آکوردهای اصلی سردسته گیتار:

موسیقی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعدادی از آکوردهای هفتم 7 سر دسته گیتار:

موسیقی 

  

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 9:6  توسط پرستو | 
کوردها چند نوع هستند. ۱- دو صدايي که ۲ نت رو در بر داره. ۲- سه صدايي که ۳ نت رو در بر داره. ۳- چهارصدايي که ۴ نت رو در بر داره ۴- پنج صدايي که ۴ نت رو در بر داره. تمامي اين نتها به صورت همزمان هستند. حالا در تعريف ميگم...
در ميان آکوردها، آکوردهاي سه صدايي کاربرد بيشتري دارند. اين آکوردها از سه نت تشکيل ميشن که با (فواصل معين)‌نواخته ميشن. (يعني به طور پشت سر هم و طي يک فواصل معين)اين آکورد انواع مختلف داره...

 

  1. ماژور (بزرگ يا شاد(
  2. مينور (کوچک يا غمگين(
  3. کاسته (Diminished)
  4. افزوده (Augment)
  5. SUS 4
  6. SUS 2


ما فعلا به آکوردها ماژور و مينور ميپردازيم...
قاعده آکوردهاي ماژور :
فواصل بين نتها در آکوردهاي ماژور به اين صورت هستش...
نت اول ....۲ پرده.... نت دوم ....۵/۱ پرده.... نت سوم...يعني بين نت اول و نت دوم ۲ پرده فاصله هست و بين نت دوم و نت سوم ۵/۱ پرده فاصله هست.حالا من ۲ تا مثال ميزنم...
مثلا در آکورد دو ماژور C ما اين نتها رو داريم...
دو ....۲ پرده.... مي ....۵/۱ پرده.... سل
ملاحظه ميکنيد که بين دو تا مي ۲ پرده فاصله و بين مي تا سل ۵/۱ پرده فاصله وجود داره. به اين آکورد ماژور گويند و چون با نت دو شروع ميشه ميگن دو ماژور...مثالي ديگه...
مثلا آکورد سل ماژور G: خوب پس طبق قاعده اولين نت ما بايد سل باشه... پس از سل ۲ پرده به جلو ميريم تا به سي برسيم. اين دومين نت ماست. حالا ۵/۱ پرده ديگه ميريم جلو تا به (ر) برسيم. اين شد نت سوم ما. پس ترتيب اين نتها به اين شکل ميشه.
سل ...۲پرده... سي ...۵/۱ پرده... ر
اين در مورد آکوردهاي ماژور که بعدا باز به آنها ميپردازيم. در اين درس صرفا هدف آشنايي با اين آکوردهاست.
حالا به آکوردهاي مينور ميپردازيم.
قاعده آکوردهاي مينور:
قاعده آکوردهاي مينور دقيقا برعکس آکوردهاي ماژور است. يعني بين نت اول و دوم ۵/۱ پرده فاصله و بين نت دوم و سوم ۲ پرده فاصله هستش...
به طور مثال در آکورد دو مينور (Cm) داريم:
دو ....۵/۱ پرده.... ر# ....۲ پرده.... سل
ملاحظه کرديد که چون آکوردما دو مينور هست پس با دو شروع ميکنيم و ۵/۱ پرده جلو ميريم تا به ر# ميرسيم! يعني نيم پرده جلوتر از - ر - . بعد ۲ پرده ديگه جلو ميريم تا برسيم به سل. و مجموعه اين نتها آکورد دو مينور رو ميسازه.
يا در آکورد لا مينور داريم:
لا ....۵/۱ پرده.... دو ....۲ پرده.... مي
پس قاعده شروع نتها مانند ماژورهاست. يعني نت اول مشخص کننده نام آکورد است و بلعکس.در آکوردهاي مينور براي اينکه نشان بديم که آکورد مينور هست جلوي نام آن يک m کوچک ميذاريم. مثلا لا مينور (Am) يا ر مينور (Dm) و ...
نکته مهم!!!آکوردهاي مينور و ماژور تنها در نت وسط با هم تفاوت دارند و نتهاي اول و آخر آنها يکيست.به اين صورت که اگر نت دوم آکورد مينور را ۵/. پرده به سمت صداي زير ببريم (جلو) تبديل به آکورد ماژور خودش ميشود.
اين مباحث در مورد آکوردشناسي بود.پس تا همينجا درس رو نگه ميداريم تا درس بعدي... اين مباحث رو تمرين کنيد تا انشاا... در اين مبحث هم بتونيد موفق باشيد

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 19:25  توسط مهسا | 
من سعی ميکنم مطالب رو کاملا واضح بيان کنم... طوری که اگر کسی حتی تازه ميخواد شروع به يادگيری کنه براش سخت نباشه. قرار بود که آموزش پاپ رو داشته باشيم... پس من قبل از همه چيز يه تعريف کوتاه از موسيقی پاپ بکنم تا يه ضمينه داشته باشيم.
موزيکی پاپ در حقيقت موزيک و موسيقی عمومی و مردمی هست. در موسيقی پاپ ما بيشتر کارمون با آکوردها و ريتمهاست... شايد اين تصور در ذهن پيش بياد که پاپ سبک راحتی هستش... اما در حقيقت هر سبکی دشواری خودش رو داره. سرعت عمل... دقت و شايد بشه گفت که قدرت در سبک پاپ شرطهای الزامی هستند. البته در مورد اين سبک توانايی تغيير در سبک و روشهای آموزش زياده. در مورد ريتمها هم تنوع ريتمها بسيار زياده. اما تنها چيزی که در سبک پاپ اهميت فوق العاده ای داره حفظ آهنگ و وزن آهنگ هست که اين توانايی بالايی و در عين حال قابل کسبی رو ميخواد. هر کس که اراده کنه و تمرين رو در درجه اول کارها و اهداف خودش قرار بده بی شک ميتونه در موسيقی و در هر کار ديگری موفق باشه. با اميد به اينکه بتونم گامی در جهت آشنا شدن شما با سبک پاپ داشته باشم درسمون رو شروع ميکنيم.
يه چيزی رو يادم رفت بگم... مطمئنا من در کارم اشکالاتی دارم. دوست دارم رک و راست بهم بگيد و از اساتيد ديگری هم که اين آموزشها رو احتمالا ميخونن خواهش ميکنم اگر جايی موردی داشت يا من اشتباه گفتم تذکر بدن که خدايی نکرده اشتباهی پيش نياد.در آخر هم از لطف آقا حامد تشکر ميکنم که هميشه حامی بودن.
خوب درس رو از نت شناسی در موسيقی و طرح کلی اونها شروع ميکنيم.
در موسيقی ما يک طرح کلی از نت ها داريم که طی فواصلی از يکديگر قرار ميگيرند. اين فاصله ها به شکلی هستند که فاصله ۲ نت مجاور ۵/۰ پرده هستش. در کل من ۱۳ نت داريم. شکل قرار گيری اين نتها به اين شکل هست:
ر –دو- سی -لا -سل –فا- می- ر- دو

DO- RE- MI- FA- SOL- LA -SI
تمامی فاصله بين اين ۲ نت ۱ پرده هست به جز فواصل بين(mi) تا (fa) و (si) تا (do).

درسته قبلا گفتيم که فاصله بين هر ۲ نت نيم پرده هست. اما بين اين نتهايی که نتهای پايه موسيقی هستند نتهای ديگری هم وجود دارند که فواصل بين نتها رو نصف ميکنند. البته باز هم همان استثناها وجود داره. يعنی بين (mi) تا (fa) و (si) تا (do) نت ديگری وجود نداره.
اين نتهايی که اين فواصل رو نصف ميکنن توسط ديز که با شکل (#) نشان داده ميشود و بمل که با شکل (‌b) نشان داده ميشود نشان داده ميشود. ديز همواره نيم پرده به جلو ميبره و بمل نيم پرده به عقب... به طور مثال فاصله بين نتهای (sol) تا (la) رو نتهای (sol#) و(lab) پر کرده این که البته این 2 نت یکی هستند و 2 تا به حساب نمیان. این نتها این فاصله یک پرده میان 2 نت پایه رو به 2 نیم پرده نقسیم میکنند. پس در حقیقت در مورد استثنا ها (می#) همان (فا) میشه. چون فاصله بین (می) و (فا) نیم پرده بود و وقتی (می) توسط (#) نیم پرده جلو بره میشه همون (فا(

خوب این در مورد طرح کلی نتها بود. حالا در مورد گیتار صحبت میکنیم.

اول از همه بگم که به 3 سیم بالای گیتار که صدای بم دارن میگن Bass و به 3 سیم نایلونی پایین گیتار که صدای زیر میدن میگن String.

طریقه شمارش سیمها هم از اول سیم از پایین هست و تا آخرین سیم Bass که سیم 6 هست ادامه پیدا میکنه. طرح نتها در سیمهای گیتار به این شکل هست:

String 1 :سیم (1) : می زیر : E

String 2 : سیم (2) : سی : B
String 3 : سیم (3) : سل : G
Bass 1 : سیم (4) : ر : D
Bass 2 : سیم (5) : لا : A
Bass 3 : سیم (6) : می بم : E

ملاحظه میکنید که صدا از بالا یعنی از سیم 6 به پایین رو به بم شدن میگذاره.
نت ها از سیم 6 به پایین به شکل زیر میشه : می لا ر سل سی می.
که برای بهتر حفظ شدن این نتها اون رو به این شکل میخونن: ملا رسول سیمی:

حالا اگر بخوایم یک فرت (Fret) دلخواه روی دسته و روی یک سیم دلخواه رو انتخاب کنیم و نام نت اون رو بدونیم باید به طریقه زیر عمل کنیم.


فرت همان میله های فلزی باریکی هست که روی دسته رو به فواصل متعدد تقسیم میکنه

 

-1 نت اون سیم رو در نظر میگیریم. از روی کوکها که در قبل توضیح دادم! (همان نت سیمهایی که گفته شد!) (برای ابتدا از روی طرح کلی نتها)

-2 با توجه به این که فاصله هر فرت نیم پرده هست و با توجه به طرح کلی نتها که در ابتدا گفته شد، نیم پرده نیم پرده به سمت پایین دسته میرویم تا به نت دلخواه برسیم.به طور مثال فرت ده روی سیم چهار نت (دو) میباشد. توجه داشته باشید که کوک این سیم (ر) هستش.یا فرت چهار روی سیم پنج نت دو دیز (دو#) هستش.
این در مورد نتها روی دسته گیتار بود. با تمرینات میتونید خیلی سریع این درس رو یاد بگیرید.به طور مثال برای خودتون روی فرتهای مختلف و با سیمها مختلف به جستجوی نتها برید.
من در درس بعدی طرح کلی کلیه سیمها و فرتها رو براتون میفرستم. به شکلی که دیگه مورد و ایرادی در این باره نداشته باشید.
خوب درس امروزمون تموم شد. نمیدونم برای روز اول بد بود با خوب. ولی خوب اگر شما کمک کنید و پیشنهاد و انتقادهاتون رو بگید سعی میکنم که بهتر بشه.
درس بعدی در مورد اصول آکورد شناسی هستش

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 19:24  توسط مهسا | 

انواع  نت : 

   گرد          سفيد          سياه          چنگ          دولا چنگ        سه لا چنگ

                                                                    

نت گرد:

واحد كشش در موسيقي مي باشد . به اين معنا كه كشش زماني نت هاي ديگر نسبت به اين نت سنجيده مي شود

نت سفيد :

اين نت از لحاظ زماني 2/1 واحد كشش زماني كه همان نت گرد است مي باشد

نت سياه:

اين نت از لحاظ   زماني4/ 1 واحد كشش زماني كه همان نت گرد است مي باشد . البته اين نت به زباني ديگر 2/1 كشش زماني نت سفيد مي باشد

نت چنگ :

اين نت از لحاظ   زماني8/ 1 واحد كشش زماني كه همان نت گرد است مي باشد . البته اين نت به زباني ديگر 2/1 كشش زماني نت سياه مي باشد

نت دو لا چنگ :

اين نت از لحاظ   زماني16/ 1 واحد كشش زماني كه همان نت گرد است مي باشد . البته اين نت به زباني ديگر 2/1كشش زماني نت چنگ مي باشد

نت سه لا چنگ :

اين نت از لحاظ   زماني32/ 1 واحد كشش زماني كه همان نت گرد است مي باشد . البته اين نت به زباني ديگر 2/1كشش زماني نت دو لا چنگ مي باشد

 

 درخت نت :

 

نكته :
 براي  كشيدن دم نت  هرگاه نت از خط سوم بالاتر بود دم آن را به سمت پايين مي كشيم   هنگامي كه پايين تر از خط سوم بود به سمت بالا مي كشيم

 

 

ميزان:

قطعه  موسيقي را به قسمت هاي كوچكي از لحاظ  زمان بندي تقسيم بندي مي كنيم كه به هر كدام از اين  قسمتها ميزان مي گوئيم .

 

خط ميزان:

خطوطي است عمود بر خطوط حامل كه ميزان ها را از يكديگر متمايز مي كند

دو لا خط پايان:

نشانه پايان قطعه موسيقي مي باشد

                
                         دولا خط پايان


 

كسر ميزان:

عدد كسري مي باشد كه  جلوي كليد سل قرار مي گيرد . در آن صورت كسر به معني تعداد ضربهاي داخل هر ميزان مي باشد .

مخرج كسر نشان دهنده نوع واحد ضرب مي باشد (سفيد، سياه، ،چنگ،...)

به طور مثال در كسر ميزان 4/4 صورت كسر به اين معناست كه در هر ميزان بايد چهار ضرب قرار گيرد  و مخرج كسر به ما نشان مي دهد كه هر ضرب به شكل سياه مي باشد .

 

توضيح بيشتر:

براي  رسيدن به نت  تك ضرب عدد مخرج  كسر را مستقيما به نت گرد نسبت مي دهيم  .  در اين حالت  نت گرد  برابر چهار ضرب مي شود . همانطور كه مي دانيد نت سفيد 2/1 نت گرد است . در نتيجه نت سفيد برابر با دو ضرب مي شود . اين نت نت تك ضرب ما  نيست .  پس  تقسيمات را ادامه  مي دهيم  .  نت سياه 2/1 نت سفيد است  .  در نتيجه برابر با يك ضرب مي شود ، اكنون نت  تك ضرب كه همان نت سياه است را بدست آورده ايم . پس در ميزان 4/4 چهار نت سياه در هر ميزان خواهيم داشت.


 

 

نقطه كنار نت :

نقطه كنار نت  نيمي از كشش زماني نت را به همان نت مي افزايد  . به طور مثال : نت سفيد برابر دو ضرب است ، حال  اگر نقطه كنار آن قرار گيرد نيمي از كشش زماني آن را كه يك   ضرب مي شود به آن مي افزايد ، پس نت سفيد نقطه دار برابر با سه ضرب مي شود

ادامه دارد...................

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 17:24  توسط پرستو | 

در   ابتدا  بايد گفت كه هر  علمي مختصات  مربوط به خود را  دارد  .  علم مورد نظر ما يعني موسيقي نيز از اين مورد مستثني نمي باشد علم موسيقي  علم نت خواني مي باشد  و لازمه ضروري براي هنرجوياني كه پا  در  راه يادگيري  مي گذارند مي باشد  . ما سعي كرديم در قسمت هايي كه تهيه كرده ايم اين علم را به ساده ترين  زبان به هنرجويان  آموزش دهيم  .  قابل ذكر است آموزش نت خواني درآمدي بر قسمت آموزش  سايت مي باشد كه پس از اتمام نت خواني يا به  همراه آن افتتاح خواهد شد ، با  آرزوي موفقيت براي شما هنرجويان و با اميد آنكه اين مطالب  راهي جديد را در يادگيري در مقابل شما قرار دهد

براي دانستن جزئيات بيشتر در مورد قسمت آموزش به لينك زير برويد

                                                                        آموزش

                                                                                 

                                                                               نت خواني ( قسمت اول   )

 

الفباي موسيقي نت مي باشد

تعريف نت:
علامتي است كه بوسيله آن صداهاي موسيقايي نوشته شده ، سپس خوانده و اجرا مي شود

                                            براي بيان نت دو نظام وجود دارد

 

                        نظام هجايي

Do          Re        Mi        Fa       Sol        La       Si                                

 نظام الفبايي                      

   C        D          E       F        G        A          B                                    

                             سي        لا      سل       فا     مي          ر        دو

خطوط حامل :

پنج    خط   موازي  و  با فاصله  معين  و  يكسان  نسبت  به  هم مي با شد كه  نت ها  بر روي  خطوط و ما بين خطوط قرار مي گيرند و خطوط حامل را از پايين به بالا مي شماريم                                                                                                     


خطوط حامل

                                                                

                       درحالت كلي نت ها به چهار صورت بر روي خطوط حامل قرار مي گيرند  

 

1 پنج نت  بر روي خطوط قرار مي گيرد                                                                               

2 چهار نت بين خطوط قرار ميگيرد                                                                                     

3-يك نت از پايين چسبيده به خط اول قرار مي گيرد

4-يك نت از بالا چسبيده به خط پنجم قرار مي گيرد

 

همانطور كه  در تصوير بالا مشاهده مي كنيد 11 نت قرار گرفته است

 

خطوط اضافه :

گستره صدايي ما بيشتر از اين 11 نت مي باشد كه براي دستيابي به آن از خطوط اضافه كمك مي گيريم

                                        
خطوط اضافه

 

كليد :

 علامتي است كه سمت چپ خطوط حامل قرار مي گيرد و نام و موقعيت نت را روي خطوط حامل مشخص مي كند

 

انواع كليد در موسيقي:                

                            
                                    كليد سل                    كليد فا                       كليد دو

                : كليد سل

 در ساز گيتار تنها كليد سل است كه كاربرد دارد

 هنگامي كه اين كليد اول خطوط حامل قرار مي گيرد ، نتي كه روي خط دوم حامل قرار مي گيرد سل نام دارد

 

كشش نت در موسيقي:

به مدت زمان ماندگاري صداي هر نت كشش نت گفته مي شود

 

سكوت در موسيقي :

نبودن صدا..... كه معادل هر كشش نت سكوتي وجود دارد

 

ريتم :

به كارگيري انواع  كشش ها و سكوتها ( ضرب آهنگ ) به طوري كه از نظر زماني با هم هماهنگ باشند

 

ضرب در موسيقي :

واحدي زماني در موسيقي مي باشد كه به كمك آن كشش ها  سوكتها را در موسيقي اجرا مي كنيم .  ضرب  را  ميتوانيم با شمارش  بوسيله حركات رفت و برگشت دست يا پا نگهداريم

پايان قسمت اول
                          ادامه دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 17:19  توسط پرستو | 

در   ابتدا  بايد گفت كه هر  علمي مختصات  مربوط به خود را  دارد  .  علم مورد نظر ما يعني موسيقي نيز از اين مورد مستثني نمي باشد علم موسيقي  علم نت خواني مي باشد  و لازمه ضروري براي هنرجوياني كه پا  در  راه يادگيري  مي گذارند مي باشد  . ما سعي كرديم در قسمت هايي كه تهيه كرده ايم اين علم را به ساده ترين  زبان به هنرجويان  آموزش دهيم  .  قابل ذكر است آموزش نت خواني درآمدي بر قسمت آموزش  سايت مي باشد كه پس از اتمام نت خواني يا به  همراه آن افتتاح خواهد شد ، با  آرزوي موفقيت براي شما هنرجويان و با اميد آنكه اين مطالب  راهي جديد را در يادگيري در مقابل شما قرار دهد

براي دانستن جزئيات بيشتر در مورد قسمت آموزش به لينك زير برويد

                                                                        آموزش

                                                                                 

                                                                               نت خواني ( قسمت اول   )

 

الفباي موسيقي نت مي باشد

تعريف نت:
علامتي است كه بوسيله آن صداهاي موسيقايي نوشته شده ، سپس خوانده و اجرا مي شود

                                            براي بيان نت دو نظام وجود دارد

 

                        نظام هجايي

Do          Re        Mi        Fa       Sol        La       Si                                

 نظام الفبايي                      

   C        D          E       F        G        A          B                                    

                             سي        لا      سل       فا     مي          ر        دو

خطوط حامل :

پنج    خط   موازي  و  با فاصله  معين  و  يكسان  نسبت  به  هم مي با شد كه  نت ها  بر روي  خطوط و ما بين خطوط قرار مي گيرند و خطوط حامل را از پايين به بالا مي شماريم                                                                                                     


خطوط حامل

                                                                

                       درحالت كلي نت ها به چهار صورت بر روي خطوط حامل قرار مي گيرند  

 

1 پنج نت  بر روي خطوط قرار مي گيرد                                                                               

2 چهار نت بين خطوط قرار ميگيرد                                                                                     

3-يك نت از پايين چسبيده به خط اول قرار مي گيرد

4-يك نت از بالا چسبيده به خط پنجم قرار مي گيرد

 

همانطور كه  در تصوير بالا مشاهده مي كنيد 11 نت قرار گرفته است

 

خطوط اضافه :

گستره صدايي ما بيشتر از اين 11 نت مي باشد كه براي دستيابي به آن از خطوط اضافه كمك مي گيريم

                                        
خطوط اضافه

 

كليد :

 علامتي است كه سمت چپ خطوط حامل قرار مي گيرد و نام و موقعيت نت را روي خطوط حامل مشخص مي كند

 

انواع كليد در موسيقي:                

                            
                                    كليد سل                    كليد فا                       كليد دو

                : كليد سل

 در ساز گيتار تنها كليد سل است كه كاربرد دارد

 هنگامي كه اين كليد اول خطوط حامل قرار مي گيرد ، نتي كه روي خط دوم حامل قرار مي گيرد سل نام دارد

 

كشش نت در موسيقي:

به مدت زمان ماندگاري صداي هر نت كشش نت گفته مي شود

 

سكوت در موسيقي :

نبودن صدا..... كه معادل هر كشش نت سكوتي وجود دارد

 

ريتم :

به كارگيري انواع  كشش ها و سكوتها ( ضرب آهنگ ) به طوري كه از نظر زماني با هم هماهنگ باشند

 

ضرب در موسيقي :

واحدي زماني در موسيقي مي باشد كه به كمك آن كشش ها  سوكتها را در موسيقي اجرا مي كنيم .  ضرب  را  ميتوانيم با شمارش  بوسيله حركات رفت و برگشت دست يا پا نگهداريم

پايان قسمت اول
                          ادامه دارد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 17:15  توسط پرستو | 

بازم سلام اینم بخش دوم:

سعی کردم مختصر و مفید باشه و لی کامل.

بطور کلی نت های موسیقی الفبای موسیقی نامیده می شوند. تعداد حروف الفبای موسیقی هفت عدد است که با گردش ، این نت ها تکرار می شوند. نامهایی که در زیر مشاهده می کنید اغلب به زبان فرانسه نوشته می شوند که می توانید برای اطلاعات بیشتر به جدول پایان مطلب مراجعه کنید.

Do - Re - Mi - Fa - Sol - La - Si - Doمشخصات نت ها

مشخصات نت ها و خصوصیات آن ها در موسیقی برای اجرا کردن یک قطعه روی ساز مسلم است که نت های زیادی وجود دارد. نت ها را از لحاظ نام و محل قرار گیری روی پنج خط حامل در پست بالا بررسی کردیم. اما تنها 7 نت دو - ر - می - فا - سل - لا - سی روی ساز وجود ندارند و این نت ها دائما در حال تکرار هستند. نت های موسیقی از لحاظ جنس صدا ، زیر یا بمی صدا و نیز از لحاظ اجرا روی سازهای مختلف با هم تفاوت دارند که به هریک در زیر اشاره می کنیم.

نواک ( novak ) یا زیر و بمی صدا : وقتی که روی یک ساز نت ها دائما در حال گردش هستند مسلم است که نوع صدای آن ها (یعنی همان زیر و بمی انها) با هم متفاوت است. مثلا در یک ساز ممکن است چندین نت دو باشد ، و برای تشخیص آنها باید به نوع صدای بیرون آمده توجه کنیم. اگر صدای ایجاد شده حالت بم تری داشت ، آن نت را به اصطلاح بم یا بالادسته می نامیم. ولی اگر صدای زیرتری داشت ، آن را نتهای زیر یا پاییک دسته می نامیم.

نواک را می توان از این لحاظ نیز بیان کرد که برای مثال صدای یک مرد نسبت به صدای زنان خوب بم تر است. به این نوع تفاوت نواک می گویند.


ادامه مطالب رو در ادامه مطلب پیگیری کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 17:6  توسط مهسا | 

سلام به همه ی دوستای خوبم.

بنا به در خواست بعضی از دوستان تصمیم گرفتم یک بخش آموزش موسیقی هم داشته باشیم.

من خودم اطلاعاتی رو که دارم  فعلا تو 2بخش اینجا میگذارم از بقیه اعضا هم خواهش میکنم کمک کنن البته به صورت بخش بخش بنویسن و به زبان ساده که قابل درک باشه.

شروع:

موسيقي از دو بخش  نظري و عملي تشكيل شده است. دانستن آنچه مي نوازيم يا مي شنويم همان اندازه مهم است كه در هنگام صحبت كردن بايد مفهوم كلمات يا جملات را بدانيم. يك نوازنده خوب اگر نتواند مطالبي كه مورد استفاده قرار مي دهد را تجزيه و تحليل كند، به يك مجري بدون علم و دانش تبديل مي شود و با كسي كه از لحاظ تئوري موسيقي آگاهي دارد و نوازندگي را خوب مي داند، قابل مقايسه نيست. شعر گفتن بدون دانستن دستور زبان ممكن است ولي در جايي محدود مي گردد. نواختن و آهنگسازي نيز چنين است. پس چه بهتر كه به موازات نواختن ساز، از تئوري موسيقي نيز آگاهي داشته باشيم. در اين جا به نكاتي اشاره مي كنيم كه در موسيقي ايراني مورد استفاده قرار مي گيرند و پس از آن به تئوري موسيقي به صورت كامل مي پردازيم.

ادامه توضیحات در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 17:5  توسط مهسا |